امید

قصیده · ۱۰ بیت

از نفس هرچند افتادم نخواهم باخت جانسربلندم، گرچه رفت از پای مجروحم توان

در غریبی گرچه می‌سوزم ولی ققنوس‌وارمی‌کنم روزی عبور از هفت خوان آسمان

آرزوهایم به حسرت شد بدل اما خوشممهر ناکامی ندارم در صفوف امتحان

روشنای چشم گوهرشاد۱، مهری‌زاده‌ام۲قلعه‌بان اختیارالدین۳ شعر و داستان

خانهٔ داروغه۴ را در کوی سلطان ساختمتا بمانم در حریمش تا قیامت پاسبان

هفت شهر عشق را گشتم اگر عطار‌وارباز خواهم گشت روزی از سفر هم‌آشیان

جسم شاید جا بماند عشق اما با من استمی‌گشاید بال و پر سیمرغ طبعم بی‌گمان

کلبهٔ ویرانه‌ام را آب و جارو می‌زنمچای سبزِ تازه‌ دم، انگور لعل و قرصِ نان

روی چشمانم قدم بگذار مهمان عزیزرودکی را گو‌ مخوان از بوی جوی مولیان

با تو ای نام‌آور دوران غریبه نیستماز خراسان بزرگم، از هرات باستان

زهرا رسولی

حاشیه‌ها

  1. ۱

    گوهرشادبیگم همسر قدرتمند، نیکوکار، ثروتمند، ادب‌دوست، هنرپرور و خردمند سلطان شاهرخ تیموری.

  2. ۲

    مهری هروی از شاعران ظریف و شوخ‌طبع هرات و ندیم و هم‌صحبت گوهرشادبیگم. ملکه گوهرشاد به او لقب «زن فاضل و شیرین‌سخن» داده بود.

  3. ۳

    ارگ هرات مشهور به قلعهٔ اختیارالدین، دژی تاریخی در شهر هرات، بجای‌مانده از روزگار اسکندر مقدونی.

  4. ۴

    خانهٔ داروغه در دورهٔ قاجار به دستور یوسف‌خان هراتی، آخرین داروغهٔ مشهد، در خیابان نواب صفوی این شهر ساخته شد و در ۷ مهر ۱۳۸۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسید.